30 March 2017

سوپ حبوبات تند و ترش


فروردین گیاهی طی مراسم با شکوهی در جریان هست. هفته اول، هفته وگان قضیه بود و این سوپ یکی از آخرین غذاهای صرف شده در اون هفته مفرح می باشد. در این هفته من با غذاهای وگان خوبی از قبیل فلافل، پاکوره ، خورش قارچ و بادمجون، ماش پلوی معرف حضور و جناب دال عدس تجدید بیعتی در خور داشتم. هفته دوم، هفته  گیاهی خواهد بود و در دو هفته آخر مصرف سبزیجات دریایی از قبیل ماهی و میگو به صورت کنترل شده مجاز خواهد بود. اصولا فلسفه گیاه خواری بنده اینگونه تنظیم شده که جاندارنی رو که در شرایط اضطرار مجبور به کشتن و پختنش باشم از خود دریغ نمی کنم. چو نیک بنگری، زمین زدن گاو و مرغ از بنده بر نمی یاد خارج سازی موذیانه ماهی از آب و صبر در راستای رحلت اون بزرگوار زیاد هم چندش آور نیست و در حیطه توانایی های بنده قرار می گیره.    
:مواد لازم
یک پیمانه عدس قهوه ای
یک پیمانه لپه
یک پیمانه ماش
یک دوم پیمانه لوبیا قرمز
یک دوم پیمانه جوی پوست کنده
یک عدد پیاز زرد بزرگ، ریز خرد شده
سه قاشق غذاخوری سیر، رنده شده
یک دوم قاشق چای خوری پودر آویشن
یک قاشق غذاخوری پاپریکا (ترجیحا دودی)
یک قاشق غذاخوری گرم ماسالا
هشت پیمانه آب       

برای خاتمه:
 دو قاشق غذاخوری سس سیراچا
یک چهارم پیمانه سماق       

تمام مواد رو به مدت هشت ساعت در آرام پز روی درجه ملایم قرار بدید. فرداش نصف مایه رو در مخلوط کن پوره کنید و به بادیه بگردونید. سماق و سس سیراچا رو اضافه کنید و هم بزنید. بخورید.
 
این سوپ رو می شه با نون تست شده، چاپاتی و یا حتی برنج صرف کرد. مشکل شلیک دکمه دارید؟ این سوپ هم مثل اون یکی عمل می کنه.     

4 comments:

Nei Rang said...

:)
هرگز نبوده من را , با زیپ و دکمه جنگی
لافی زنم به غربت, گویم به آن زرنگی
از قد خود چه گویم, سروی کنار جویم
هر که بدید گفتا, هندسام به فرنگی
گردن کشیده چون قو, سینه ستبر چون کوه
من بوده ام چو الگو, در خلقت پلنگی
بازو و کتف و شانه, حتی درون جامه
در چشمه زلالی, چون قلوه های سنگی
سیکس پک چو نان بریوش, برده ز دلبران هوش
برق عقیق چشمام, بر قلب شان خدنگی
به به! به خالی بندی, یورتمه ز اسب لنگی
شهد و عسل بخواندم, جام پر از شرنگی
آن دکمه ای که گم شد, از روی ناف جامه
پر گشته جای خالیش, با دکمه دو رنگی
نیشخند زیپ شلوار, آن سایکوپات بیمار
دندان گهی نماید, چون احمق مشنگی
بینی و گوش به تمثیل, کنون شده چونان فیل
خم گشته پشت بنده, در طلب اردنگی
تنگ است وقت و باید, کردن خرید شاید
برگشت به خانه و پخت, شام بی دنگ و فنگی

Doozel said...

دو مورد قبل پیگرد نیست : لاف در غربت و یک کار دیگه

Mari said...

دستتون درد نكنه . باشد كه مشكل شليك دكمه كه بنده چند وقتيه دچارش شدم ، بدست اين سوپ حل بشه .
خوش به حالتون جناب نى رنگ و درود به شما بابت اين اشعار زيبا .

Nei Rang said...

@Mari
ممنون از نظر لطفتون