09 December 2010

آشپز یا معلم ؟ مساله این است


امروز روز امتحان بچه های کلاس بود . این کلاس اولین کلاس من به عنوان یه معلم بود و از اون تجربه ها بود که هیچ وقت فرا موش نمی شه . ماجراهای زیادی با این کلاس داشتیم . اولش قرار بود من کمک معلم اصلی(حل تمرین و تصحیح برگه) باشم . کم کم ولی اعتماد بچه ها رو جلب کردم و در نهایت شدم همه کاره کلاس 
میان ترم اولشون خوب نبود چون معلم اصلی رشته اش این نبود و خوب درس نمی داد . من بعدش شروع کردم به وقت گذاشتن برای دانشجوها. کم کم روابطم باشون خوب شد و سطح نمره ها هم اومد بالا . بعد از مدتی دیگه کلاس ها رو هم من درس می دادم  
چند وقت پیش چند تاشون اومده بودن اتاقم . من هم پرسیدم چه کار دارید؟ گفتن هیچی ! چند دقیقه وقت داریم قبل از کلاس بعدی اومدیم یه سلامی بهت بکنیم . فکر کنم این بهترین لحظه این ترم بود 
معلم بودن خیلی بهتر از آشپز بودنه . این رو مطمئن شدم 
ببخشید اینجا شد مجله خانواده زرد. من معمولا خالطور کار نمی کنم. واقعا کم مونده یه داستان عشقی (مثلا داستان عشق آتشین  احمد و النا)پست کنم . از پست بعدی، دوباره آشپزی!!ا  
  

13 comments:

Sarah said...

خیلی خوبه که شما انقدر موفق بودید اما یه وقت عشق به شاگرداتون نشه هووی علاقتون به آشپزی!
;)

Doozel said...

من مطالعات مقدماتی برای گیر سه پیچ به پنیر رو شروع کردم . اشکالی داره اگه دستور کمی سخت ولی به شدت متنوع و جدید باشه؟ در ضمن این گیر رو باید خارجی کار کنم نه ایرانی مدرن. چون غذای ایرانی با پنیر سازگار نیست

مرجان said...

مسئله این است که در هر موقعیت شما برادر گرام خوب می درخشید و استعدادی عالی دارید. خدا را شکر برای شما و همه ی توانایی هایتان. موفق باشید همیشه.

Sarah said...

به شدت ازتون ممنونم همین که موادش تو ایران وجود داشته باشه کافیه
بیصبرانه منتظرم

Anonymous said...

sara

Anonymous said...

salam..va khaste nabashid..
man khili etefaghi inja ro pida kardam..!va vaghan baram jazab va dost dashtani bod.tori ke dar tol 2rozi ke inja sar mizanam tamame amozeshaton ro hamrah ba tozihate kamel va zibaei ke dade bodin yadasht kardam..
va bisabrane montazere dastoraye baditon hastam
batashakorr...sara

Bita said...

Very interesting!It some how reminded me of "How I met your mother" which is one of my favorites.I think it's good to be both,a teacher and a chef.Balance is all what life is about so I guess it's hard to decide what is best!
معلم یا آشپز فرفی نمبکنه.مهم ابنه که به کاری که میکنی عشق بورزی

Doozel said...

Sara
مرسی از لطفتون

Doozel said...

Bita;
I no longer watch "How I met your mother" cause it is not as good as the first couple of seasons. But thank you for the comment

Anonymous said...

کاملا درست می گید استاد(معلم)...من قبلا خیلی از تدریس بدم می یومد چون خودم خیلی معلم ها رو اذیت کردم ولی حالا اینو خوب می دونم که معلمام مشکل خودشون بوده، اگر منو اهلی می کردن منم جور دیگه ای رفتار می کردم(حقشون بود)...الان تدریس بزرگترین دغدغه من در زندگیمه که دلم می خواد بعد از گرفتن دکترام بهش برسم...ولی استاد یه چیز جالبه دیگه اینه که تمام اسم های ماندگار دنیا چند بعدی بودن،مثلا روانشناسای بزرگ معمولا با چندین رشته علمشونو غنی می کردن،رشته هایی که شاید به نظر یه آدم غیر نابغه چندان ربطی به هم ندارن...همه اینارو گفتم تا بگم این وبلاگ باید بمونه ،این یک خواهش نیست بلکه اخطاراست:دی

Doozel said...

وب لاگ که می مونه . ولی شغل آینده آشپزی نمی شه

Leila Manoochehry said...

so cute! How about is you be a chef instructor? huumm...is not bad!

Doozel said...

That is also cool! I am sure that you also enjoy teaching and spending time with students