09 July 2015

کباب تابه فلفلی


چیزی که هفته پیش یادم رفت بگم این بود که این سینی کباب، من رو به سمت چندین دستور غذای خوب با گوشت چرخ کرده هدایت کرد. اون گنجینه مکشوفه رو به تدریج در اختیار شما فرزندانم قرار می دم. این غذاهای گوشتی فوق الذکر، سبک تر و تابستونی هستن و به خصوص اگر با سالاد و نون مصرف بشن.

 اولین مورد کباب تابه ای فلفل هست. منبع الهام، مواد زیاد اومده پست پیش بود. بدیهی ترین کار پر کردن فلفل ها با زرشک و مغزیات و سیخ گرفتن مایه گوشت دور اون و سپس پخت در تابه بود. لذا چکیده این پست چیزی غیر از جمله پیش نیست و اگر قوه خلاقه قوی در آشپزی دارید، از خوندن ادامه پست معاف اعلام می شوید.
یک مورد حساس برای غربت نشینیان:  شبیه ترین مورد به اون فلفل سبزهای شیرین داخل ایران، فلفل shishito هست که در فروشگاه های این ور به ثمن بخس قابل ابتیاع می باشد.                                

مواد لازم:
 نیم کیلو گوشت چرخ کرده گوساله یا بره ( ترجیحا کم چرب)
یک عدد پیاز متوسط
دو قاشق غذاخوری فلفل حلبی( یا یک عدد فلفل قرمز دلمه ای در صورت عدم دسترسی)
یک دسته متوسط جعفری
نمک و فلفل به میزان لازم
دوازده عدد فلفل سبز شیرین    
یک چهارم پیمانه زرشک
یک چهارم پیمانه مغز بادام یا پسته
دو قاشق غذاخوری کره
یک عدد گوجه، ریز خرد شده     
چهارعدد فلفل سبز شیرین، ریز خرد شده  
یک قاشق غذاخوری پودر لیمو امانی یا غوره   
در صورت استفاده از گوشت مرغ (کمی چربی بیشتر به مایه اضافه شود و جعفری با سبزی معطر مثل نعنا یا مرزه تعویض گردد) 
مغز بادام و زرشک رو در کره تفتی دادم. مایه گوشت رو هم دقیقا مثل پست پیش آماده کردم.  

داخل فلفل ها رو از مایه زرشک و بادام فوق الذکر پر کردم.  

سپس گلوله ای از گوشت رو کف دست پهن کردم و یک فروند فلفل روی اون قرار دادم. سپس گوشت رو دور فلفل جمع کردم و با دست اون رو فرم دادم. کباب ها رو داخل بقیه مایه زرشک و بادام تفت دادم. سپس بقیه فلفل ها و گوجه رو خرد و اضافه کردم. در نهایت پودر لیمو یا غوره رو اضافه کردم.       

خیلی ساده و سبک و خوشمزه.    

برای سعی دوم از گوشت مرغ و نعنا سود جستم و پشیمون هم نشدم. این بار کباب ها رو در قطع وزیری قالب زدم و لذا کباب ها دلاورتر ولی در تیراژ محدودتر عرضه شدن.        

در ضمن این دفعه این غذا رو بدون مخلفات(مابقی زرشک و بادام، گوجه و فلفل) سرخ کردم و به جای گرد لیمو هم سماق استفاده کردم. تنوعی بس شگرف در راستای اثبات انعطاف پذیری دستور!.  

10 comments:

Nei Rang said...

چه ایده جالبی؛ ساقه فلفل کبابها رو جذابتر کرده. خیلی ممنون .

پ ن:
همیشه وقتی نارنج کنار غذاتون میبینم از ذهن ام میگذره که خدمتتون عرض کنم:
اگر قبل از دو نیم کردن نارنج پوستش رو بصورت یک حلقه کمربندی ( در محلی که میخواید نارنج رو نصف کنید) تا نزدیک بافت آبدار درونی بگیرید (ببرید!), تلخی آب پوست به آب نارنج سرایت نمیکنه و فشردنش هم آسونتر میشه.

Doozel said...

حتما در نارنج بعدی لحاظ می کنم. فعلا از نارنجستان دورم و بعید هم می دونم به این زودی ها در محضر نارنجی حاضر باشم

hana kerdegari said...

سلام
من چند وقتی است با وبلاگتون آشنا شدم و بی اغراق می گم که بهتون حسودیم می شه. آرزومه که بتونم مثل شما غذاهای متنوع درست کنم.
البته نه اینکه فکر کنید آشپزی نمی کنما، می کنم و خوشمزه می پزم ولی از وقتی وب شما را دیدم اعتماد به نفسم کم شده!!!
الان در حال تز نویس هستم بعد ار تموم شدن تز حتما شروع می کنم غذاهای شما را درست می کنم.
البته نحوه نگارشتون هم خیلی موثره برای تحریک اشتهای آدمی .
کارتون ۲۰
:)

Nazanin said...

به به عجب رنگ و رخی. دلم به تاپ تاپ افتاد.
ما هنوز زن و بچه زیر بغل و بقچه به سر، سوار بر شترهای کندپا در این بیابان داریم طی طریق می‌کنیم و هنوز به ساحل آرامش نرسیدیم. فعلن قوت غالب این کاروان پیتزا و مرغهای بریان و هات‌داگهای کاست‌کو هست. امیدوارم زودتر بتونیم دستی به اجاق برسونیم و از این خماری در بیایم.

Doozel said...

ممنون خانم حنا
تز بنویسید و سپس شروع به تمرین از روی دستورهای سایت کنید و پس از چندی اعتماد به نفس از دست رفته رو باز بیابید

Doozel said...

خانم نازنین
خماری من بالاخره بعد از یک ماه، چند روز پیش در شد و حال شما رو درک می کنم. در دست پخت خود آدمی عنصری هست که در هات داگ، مرغ کاسکو و دست پخت خاله نیست

Mahnaz said...

این کباب و سینی کباب ترکی عالیه خوشحالم از اینکه این همه تنوع در این غذا پیدا کردیم ممنون دوزل عزیز

Doozel said...

ممنون خانم مهناز؛ البته هنوز تموم نشده و این سلسله دستورها ادامه دارن

Maral said...

نکته ای که آقای نیرنگ گفتن خیلی جالبه و برای اونایی که تو شهرهای نارنج خیز زندگی کرده ن کاملاً بدیهیه. تا جابی که من فکر می کردم علت خاصی داره که شما نارنج رو اینطوری می برین.

Doozel said...

علت خاصش این بود که در شهر غیر نارنج خیز زیستم