30 November 2017

مرغ تنوری کیسه ای


مرغ تنوری کیسه ای از غذاهای محبوب حضرت ابوی و از معدود دست پخت های  نامبرده بود. بنده به روشنی اون لحظات ملکوتی برش کیسه پلاستیکی، رقص اولیه بخار، فرو نشینی ناگزیر اون، و سپس رونمایی انبوهی از پیاز آب شده و سیب زمینی تنوری شده در اطراف مرغی برشته رو به خاطر می یارم. مامیتا طبق معمول در منطقه حضور به هم می رسوند و  چون همواره متعهد به خرده گیری از آشپزی پدر بود، اذعان می داشت:

"خیلی بی ملاحتس. انگاری مرغی بدبخت یرقان داشتس."

 البته این یکی مورد زیاد هم دور از واقع نبود چون مرغ از زردی عجیبی حاصل از افزودن زردچوبه و فقدان ادویه دیگری رنج غریبی می برد.

 در این پست، پس از سال ها، اقدام به پخت مرغ کیسه ای تنوری می کنم. از چند سال پیش قصد بر درست کردن این غذا و پست کردن نتیجه رو داشتم. لذا یکی دو سال پیش کیسه مورد نیاز رو در سایت آمازون خریداری کردم ولی متاسفانه اون رو به آدرس اشتباهی و برای همکلاسی سابقی  در انگلستان که قبلا برای او هدیه ای فرستاده بودم پست کردم. پس از عدم دریافت محموله پستی، جیغ و داد کنان به مرکز آنلاین شکایات آمازون رجوع کردم و از بیداد روا رفته شکوه ها بر لب روان داشتم. پس از اطلاع از اشتباه خود، با یک سوختگی موضعی چت روم رو ترک کردم. دریافت کننده هدیه چندی بعد، ضمن پیامی از الطاف مستدام بنده تشکر کرد.                

مواد لازم:

یک مرغ یک و نیم تا دو کیلویی، تکه شده    
یک عدد پیاز سفید بزرگ
 یک چهارم پیمانه (چهار قاشق غذاخوری) آب لیموی تازه
 یک چهارم پیمانه (چهار قاشق غذاخوری) سرکه انگور یا سیب
نمک، فلفل، پودر سیر به میزان لازم
یک دوم قاشق چای خوری زردچوبه
یک قاشق چای خوری شنبلیله خشک
یک قاشق چای خوری پودر فلفل کشمیری ( یا یک قاشق چای خوری پاپریکا بعلاوه یک چهارم قاشق چای خوری پودر فلفل قرمز)
یک عدد سیب زمینی بزرگ 


 بر چسپ آموزشی، واقع بر پشت پاکت حاوی کیسه های باز خریداری شده از آمازون، توصیه به حرارت چهارصد  فارنهایت یا همون دویست و پنج سانتیگراد خودمون برای مرغ و حرارت چهارصد و پنجاه فارنهایت یا همون  دویست و سی سانتیگراد خودمون برای گوشت کرده بود. در تلاش اول مرغ رو به سبک خاله چهارم با پودر سیر ماساژ دادم و سپس با پیاز و سرکه و آب لیمو مارینیت کردم. در نهایت مرغ  رو از مارینیت زدودم و به همراه پیاز مایه مارینیت و سیب زمینی قاچ خرده به کیسه فرستادم. به سبک ابوی، فقط از زردچوبه سود جستم تا شما هم با مرغ یرقانی آشنا بشید. یکی دو فروند فلفل کشمیری هم زدم تنگ کار، کیسه رو دوختم  و ماحصل رو به فر رهنمون ساختم و برای یک ساعت اون رو تنوری کردم. نتیجه عالی ولی سخت بی ملاحت بود.           


در سعی دوم اهتمامی به رنگ بخشی به مرغ ورزیدم. لذا اولا بر خلاف توصیه برچسپ کیسه، مرغ رو با حرارت چهارصد و پنجاه فارنهایت یا همون  دویست و سی سانتیگراد خودمون (که برای گوشت توصیه شده) و به مدت چهل و پنج دقیقه تنوری کردم. در ضمن پودر فلفل کشمیری استفاده شده در این سعی، قرمزی و طعم خوشی به غذا بخشید. در صورت عدم تمایل به فلفل آلات، افزودن یک قاشق رب گوجه جایگزین بدی نیست. نکته آخر هم این هست که: پوست تمام قطعات مرغ باید رو به بالا و در تماس با کیسه باشه. بدین سان مرغ به نیکی برشته می شه (به جای آب پز شدن). اگر مرغ رو بدون پوست می پسندید، برای جبران مافات کمی روغن به کیسه اضافه کنید و اون رو تکون بدید تا روغن به عدالت توزیع بشه.                   

 برای جمع بندی: 
باید از شب قبل مرغ رو به روش خاله چهارم مارینیت کنید. سپس مرغ رو از آب بزدایید و اون رو به همراه پیاز به کیسه بفرستید. ادویه جات رو اضافه کنید و کیسه رو تکون بدید. سپس سیب زمینی رو اضافه کنید. مطمئن بشید مرغ بر بستری از سیب زمینی و پیاز واقع شده و پوست قطعات هم رو به بالاست. کیسه رو هواگیری کنید و اون رو ببندید. در فر داغ تنوری کنید. پس از فرونشینی رقص اولیه بخار، محموله آماده ست....      

5 comments:

Nei Rang said...

از الطاف مستدام شما تشکر کرده و خواهشمندم از توضیحات بیشتری در مورد کیسه مذکور دریغ نفرمایید؛ بنده تجربه این روش پخت را ندارم!
و آیا میتوان از کیسه سو-وید همین استفاده را کرد؟
ممنون ممنون ممنون!

Doozel said...

اون کیسه های پلاستیکی ضد حرارت و مخصوص طبخ مرغ و گوشت که از قرن ها پیش در ایران هم موجود بود. کیسه سو-وید مقاوم در برابر حرارت هست ولی نه در حد اون موارد مخصوص فر .
oven baking bags

Nei Rang said...

خیلی ممنون و متشکر کافه چی گرامی

Unknown said...

دوزل عزیز
مدتهاست که هر باردلم هوای نگاهی تازه به آشپزی ایرانی می کنه بی برو برگرد به وبلاگ کافه شمشیری سر می زنم. بی هیچ تعارفی من وبلاگی به خلاقی بی ادعایی و جذابیت کافه شمشیری پیدا نکردم... بارها خواستم کامنت بنویسم اما مدتها موبایلم نقص فنی داشت و بعدتر ها ننوشتم چون اساسن من خواننده خاموشی هستم.. اما امشب احساس کردم که به دوزل عزیز یک دست مریزاد بگم و فقط به این نکته بسنده کنم.. که فرق سایت شما با بقیه سایتها مثل فرق تئاتر و سینماست... تئاتر همیشه تماشاگران کمتری داره اما هیچ وقت این از اعتبار تئاتر در برابر سینما کم نمی کنه.. دوزل جان سایت آشپزی شما هم حرفه ای و هنری است چیزی که در بسیاری از سایت‌های پر طرفدار دیده نمی شه... دست مریزاد برادر.. و امیدوارم سال 2018 هم کافه شمشیری همچنان برقرار باشه...یکی از خوانندگان خاموش شما.. سعیده ی

Doozel said...

خانم سعیده
ممنون از الطاف شما ؛ تشبیه جالبی بود و موجبات دلگرمی رو فراهم آورد

با تشکر